عقیقه کردن واسه زینب خانم
دختر گلم به رسم و سنت ما مسلمونا تصمیم گرفتیم واسه شما عقیقه بدیم.
صبح جمعه بابایی و عمو ابراهیم گوسفندآوردن و تو خونه آقا جون ذبح کردن.
عصر هم که شد مهمونا کم کم پیداشون شد.
شما هم لباس سرهمی که مامان زهرا و زن دایی بهاره واست دوخته بودن رو پوشیدی.
ای جانم ((لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم )) با اون ربان گوشه سرت ماه شده بودی دخملم.
مهمونی خودمونی و خلوتی بود.
کسایی که زحمت کشیدن و اومدن مهمونی عقیقه شما:
مامان زهرا -دایی مهرداد و دوستاش- دایی مهران و زن دایی بهاره و برادرش امین
آقاجون- عزیز - عمه لیلا و عمو فرزاد و عمو بهزاد و زن عمو اکرم و سیاوش ومهدی جون
مامان بزرگ و بابا بزرگ و خاله بهاره و خاله ریحانه و مینا و نیما و راحیل خانم(فامیلهای من)
خاله زهرا(خاله بابا علی) و همسرش و مینا و....
عمه معصومه (عمه من)و عمو رضا و جمال و پروانه .......
عمه فاطمه(عمه مامان زهرا) وعمو پرویز و......
دوستهای بابا علی :ابراهیم و مامانش وبرادرش- امیر و مریم و تینا خانم
دست همشون درد نکنه حسابی زحمت کشیدن.
دست بابا علی هم درد نکنه که تمام تلاششو کرد تا یه مهمونی خوب بگیره. انشاالله روزی عمو ابراهیم هم بشه خیلی زحمت کشید.
دست عزیز و آقا جون و عمه لیلا هم درد نکنه که حسابی زحمت کشیدن و پذیرایی کردن.
یه کیک کوچولو هم گرفته بودیم با شمع 0 انشالله تولد 120 سالگیتو بگیریم دخمل نازم. عاشقانه دوست داریم.


عقیقه کردن واسه زینب خانم
