اولین سحر و شنیدن دعای سحر
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ بَهاَّئِكَ بِاَبْهاهُ وَكُلُّ بَهاَّئِكَ بَهِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِبَهاَّئِكَ كُلِّهِ........
چه صدای دلنشینی داره این دعای سحر......
نازنین زینبم .....
این اولین سحر از سحرهای ماه مبارک رمضان هست که شما پیش ما هستی ...
اولین دعای سحر را در حالیکه شیر مینوشیدی ،گوش کردی و چه آروم و دل انگیز میشوی وقتی صدای آرامش بخش مناجات با خداوند را گوش میکنی.....
تو پاک ومنزه ای دخملم ، تو این لحظات روحانی برای پدر و مادرت طلب مغفرت کن ،برای همه مادرها و پدرها سلامتی و شادی بخواه و برای خودت لیاقت بندگی و عاقبت خیری.....
چه زیباست ماه مبارک رمضان ماه مهمانی خدا......
چقدر دلتنگ این مهمانی بودم نازگلم . چقدر بی تاب زمزمه کردن دعای ابو حمزه ثمالی تو گلستان شهدا در جوار بهترینهای خدا بودم .
سید مهدی شجاعی در کتاب شکوائیه سبز این فرازها را چه عاشقانه با خدای خویش بیان کرده دلم نمیاد کمی از اونا رو ننویسم.....
ای آمرزنده هر چه گناه!
به نور تو بود که ما هدایت شدیم و به مدد فضل تو به قله استغنا رسیدیم و شب و روز را در بستر نعمتهای تو گذراندیم.
اینک این کوله بار گناهان ماست پیش روی تو و این هم دستهای توبه و استغفار ماست آویخته به دامن تو ...
تو با نعمتهایت دست دوستی به ما دادی و ما با گناهانمان به آتش دشمنی دامن زدیم.
از آن سمت، خوبیهای تو بود که بر ما فرود میآمد و از این سمت، بدیهای ما که به سوی تو صعود میکرد.
تو از ازل خداوند کریم بودهای و همیشه چنین خواهی بود».
«خدای من
اینک این منم. بنده تو که خود را به سوی تو میکشم، بیزارم از آنچه بودهام و آنچه کردهام. آنقدر که شرم و آزرم و حیا اجازة نگریستن به رخسارت را و رو در رو شدن با تو را به من نمیدهد. و بخششت را میطلبم که عفو و بخشش، صفت زیبای کرامت توست.
خدایا! من پناهنده دستهای توام. مرانم و به وادی یاس و حرمان نکشانم. عاطفهات را از من دریغ مکن و نهال توقعم را به دست طوفان سرگشتگی مسپار.
کاش میدانستم جای تو کجاست؟
کاش میدانستم که کدامین زمین! کدامین خاک! جای پای توست....
چه سخت است بر من که همه را ببینم جز تو.
چه دشوار است بر من که هیچ ترنّمی، صدایی، نجوایی از تو نشنوم.»
التماس دعا.......


اولین سحر و شنیدن دعای سحر
